نابخشوده

 

رنگ پس داد........
وقتی باران گرفت.
نه.....
رنگین کمان اسمی است که ما آدمها گذاشته ایم.

+   C R A C K E R ; ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۱٥ اردیبهشت ۱۳٩٠
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

ما که نباشیم
گور پدر تخم و ترکۀ آدم
حالا تو هی برو
پای چهاردیوار زندان
انجیل بخوان
و من
توی کافۀ روشنگران
دائم قهوه‌ام یخ کند
دیگر چه فرقی می‌کند
وقتی ملکوتی‌ها هم
که دست‌هاشان بوی قرآن می‌دهد
و صبح‌ها نانمان را می‌دزدند
و شب‌ها خوابمان را
راستش را نمی‌گویند.
دیروز وسط میدان تازه
یک نفر را دار زدند
و ستاره‌ها هم
هیچ کار نتوانستند بکنند
حتّی مردم
که من نمی‌دانم چرا
از تاریکی شب خسته نمی‌شوند
و از نور می‌ترسند
هم
ببخشید
روزنامه‌ها ننوشتند
من نوشتم
دیگر چه فرق می‌کند
خدا روز هفتم
استراحت کرد یا نکرد
حالا هی تو برو...
اه
تمام استخوان‌هایم بوی مرگ می‌دهد
و موهام چقدر آفتاب می‌خواهد
می‌روم مزامیر تازه‌ای بگویم.

 

+   C R A C K E R ; ٧:٤٥ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

دختران شهر
         به روستا فکر می کنند
  دختران روستا
        در آرزوی شهر می میرند
  مردان کوچک
        به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند
   مردان بزرگ
         در آرزوی آرامش مردان کوچک
                                                می میرند ...

 

+   C R A C K E R ; ۳:٥٥ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

شبیه این ‌روزهای 
چشم‌های تو
خسته‌ام!   

 

+   C R A C K E R ; ٤:۳٠ ‎ق.ظ ; شنبه ٢ بهمن ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

تنها اشتراک
میان
من و آن زن
همین است
که تو
مشترک گرامی
با ما
حرف نمی‏زنی.
حرف نمی‏زنی
و در دست‏رس نیستی
و من و آن زن
به هم گوش می‏دهیم.
بارها. ساعت‏ها. روزها.
من به صدای سرد او
او به سکوت درد من.

 

+   C R A C K E R ; ٦:۱٩ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ۱٩ آبان ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

مکثی می‌کنم
کوتاه و
از پشت در خانه‌ی فال‌گیر
فال نگرفته
باز می‌گردم
دیگر چه فرقی می‌کند
چه ها بر من گذشته باشد
درست یا غلط
تو را که داشته باشم
آینده‌
به چه کارم می‌آید
جز
تو را داشتن و
با تو خندیدن
داشتنت
پایان تمام پیش‌گویی‌هاست .

 

+   C R A C K E R ; ۱۱:٠٤ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۳٠ شهریور ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

گوشهایشان را دیروز جمع کرده ام
دیگر چیزی نمی شنوند
ماهی ها!

 

+   C R A C K E R ; ۱٠:۱۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٩ تیر ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

هر جای نامه ات که باشم خوب است.
لابه لای دست خط تو خوانده شدن را دوست دارم..

 

+   C R A C K E R ; ۱٠:٠۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

پنجره را بستیم
تا باد نیاید
باران نیاید
آفتاب نیاید
ما با باد و باران و آفتاب جنگیدیم
بی آنکه بدانیم
صلح، باد بود و
باران بود و
آفتاب

 

+   C R A C K E R ; ٥:٠۳ ‎ق.ظ ; یکشنبه ٢٢ فروردین ۱۳۸٩
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

پس کی
زنگ تفریح

می‌شه؟

 

+   C R A C K E R ; ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٥ اسفند ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

سرما
اسفند شد و ناگاه
فرو ریخت
سرِ ما
خورشیدترین حادثه‌ی فصل!
کی می‌رسی از راه؟

 

+   C R A C K E R ; ٩:۳۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ بهمن ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

خدایا!
برای من نه
برای این باغ داغ دیده
پرنده ای سبز کن!

 

+   C R A C K E R ; ۳:٠٥ ‎ق.ظ ; دوشنبه ٢۱ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

 

اذیتم نکن
تیرم خطا نمی‌رود
به انگشت‌های کشیده‌ام
پلیس مشکوک نمی‌شود
آرام مدادم را پشت گوش می‌گذارم
زیر لب آواز می‌خوانم
راستی !
چه کسی می‌فهمد
زنی
در شعری بی‌وزن
تو را
از پا در آورده!

 

+   C R A C K E R ; ۳:۱۳ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢ دی ۱۳۸۸
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir